تبليغاتX
عاشقانه )برای هستی)

در بستر تنهایی

شب تا به سحر بیدار مانده بود

و من غرق رویای شیرین دوست داشتنها

با هم بودن ها

آسمان دلم پرستاره بود

ماه در کنارم آرمیده بود

به هر کجا که مینگریستم روشتایی بود و نور

تلائلو مهتاب

آه رویای قشنگ با تو بودن

در سپیده دم بیداری

شب آرام

در کنار بسترم خوابیده بود

نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 18:3 | لینک ثابت |